محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1308

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عبد الله بن عمران گويد : على بن ابى طالب در مسجد كوفه بود و دست بر حمايل شمشير خويش داشت ، يكى از انصار به دو گفت : « پيمبر خدا را براى من وصف كن . » على گفت : « او صلى الله عليه و سلم رنگى مايل به سرخى داشت و چشمانى درشت و سياه و موى بى چين و نرم و گونهء صاف و ريش انبوه ، گردنش چون نقره سپيد بود ، يك رديف موى از سينه تا تهيگاه داشت و جز آن بر سينه و زير بغل وى موى نبود ، دست و پايش ضخيم بود و چون راه مىرفت گويى از بالا سرازير شده بود يا از سنگى فرود آمده بود و چون به جايى مىنگريست با همه تن خود سوى آن مىشد ، نه كوتاه بود ، نه بلند ، نه زبون بود ، نه خسيس ، عرق بر چهرهء وى چون مرواريد بود و عرقش از مشك خوشبوتر بود ، پيش از او و پس از او كسى را چون او نديدم . » انس بن مالك گويد : پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم در چهل سالگى مبعوث شد ، ده سال در مكه بماند و ده سال در مدينه بود و در شصت سالگى درگذشت . در سر و ريش وى بيست موى سپيد نبود ، پيمبر دراز مفرط و كوتاه نبود ، سپيد تند و تيره گون نبود ، مويش نه چيندار بود و نه صاف . جريرى گويد : با ابو طفيل بودم كه بر كعبه طواف مىبرد و گفت : « به جز من كسى كه پيمبر را ديده باشد نمانده است . » گفتم : « او را ديدى ؟ » گفت : « آرى » گفتم : « وصف وى چگونه بود ؟ » گفت : « سپيد مليح بود ، نه چاق بود و نه لاغر . »